..
ای روزگار لعنتی .. تلخ بهت هر چی بگم
من به زمین و آسمون .. دست رفاقت نمیدم
گذر است و واژه هایم همه تلخ .. سر در گریبان ..
بیا و واژه ها را بهانه کن ..
بیا و این سکوت را ترانه کن ..
بیا و این کوی خرابات را کاشانه کن ..
بیا و هجوم این واژه ها را آشیانه کن ..
بیا و تو ..
بیا و تو نفرینم کن ..
نفرین به من .. نفرین به تو .. به تو ای دل غافل ..
بیا و در این هجوم سرد لحظه ها ..
گرمی دستانم باش ..
نمی دانم .. نمی دانم در پی کدام واژه تو را گم کرده ام ..
نفرین به منو ؛ این واژه ها ..
بیا .. بیا و ..
شعری سرودم که با تو معنی میشود ..
نفرین به منو ؛ این سروده ها ..
-----------------------------------------------------
+ به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند ..
چو علی گرفته باشد سر چشمه ی بقا را ..
+ " گئل گوزل ، گویما یانم هجریوه ای گل .. "
+ من کوه کندم و دل نکندم ..
تو باش با یاد خسروت .. شاد باشی ..
..
کار خدایی هم خیلی سخته ..